خرید بک لینک
فیلسوف یک: اگر جنگ بشه ایران در نصف روز باید تسلیم انگلیس و آمریکا و اسرائیل و عربستان بشه فیلسوف دو: من مطمئن هستم ترکیه و روسیه اعلام بی طرفی میکنن تو جنگ ایران فیلسوف سه: نیروی دریایی و هوایی پوکید

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

زنگ تفریح که میشد یکی مانتو جلویشش رو میگرفت میگفت دود دود-چی چی نزدیکترین رفیقت واگن سوم رو تشکیل میداد چند دقیقه بعد کل کلاس پشت هم رو گرفته بودن و دود دود میکردن یکبار کل مدرسه قطار شدیم و تو حیاط

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

شخصیت این خانوم یکروز کامل باعث حسادت وغم تمام دخترهای ایرانی شد عده ای از ما مجردها مخمون سوت کشید و فلج مغزی شدیم و عده ای از خانومهای متاهل به حال روزشون آه کشیدن و سه ساعت تو آینه به خودشون زل زدن

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

ما تا اومدیم پولمون رو بذاریم بانک، سود بانکها رو کم کردن اومدیم خونه بخریم، متری صد در صد گرون شد گفتیم بریم از ایران خارجی شیم، ارز خدا تومن رفت بالا خواستیم ماشین بخریم، علی آقا هشتگ نخرین زد گفتیم

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

تجربه نشون داده همیشه از هر دستی بدی از همون دست پس نمیگیری

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

یه پسر سنگین وزن تو فامیل ما هست که محرم امسال افتاد تو دیگ خورشت نذری

هیچکس نمیتونست بلندش کنه و زیر بغلش رو زده به لبه های دیگ و خودش بلند شده

تصورشم عذاب آوره خدایا

نمرده اما بقدری شدت سوختگی زیاد هست که درد زجرکشش کرده

دیگ نذری تو حیاط و رو کاشی هر سال یه مصیبتی به مصیبت محرم اضافه میکنه

نذری هاتون رو روی آسفالت یا زمین خاکی درست کنید چون چربی غذا زیر پای ملت قربانی میگیره

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

داداش بزرگه ما درس نمیخوند جونمونم بالا میومد با معلم خصوصی و کمک درسی هر ثلث تجدیدی داشت اور اور همیشه خدا دعوا بود تو مدرسه که یکی رو زده له کرده زیر معلما ترقه مینداخت، موتور ناظم رو پنچر میکرد، پو

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

نصف فامیل ما دی بدنیا اومدن جریان چیه نمیدونم دهم دی تولد مامانم و خاله ام هست تولد دختر خاله ام و داماد خاله ام هم هست حالا بعد دهم دی همه بدینا اومدن انگار فامیل همه تصمیم گرفتن زمستون زاد و ولد کن

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

مامانم بعضی وقتا هی آه و ناله میکنه بهش میگیم کجات درد میکنه میگه همه جام و هیچوقت نمیگه دقیقا مشکل واقعی از کجاس دیالوگ ثابتش اینه که از نوک انگشتای پام تا فرق سرم تیر میکشه و ذوق ذوق میکنه و همیشه

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

ما هیچوقت تو خانوادمون اتفاق نظر برای انتخاب پنیر نداریم این مشکل از مامان بزرگم "عزیز" شروع میشه الی اونی که تازه دندون در آورده و آدم شده عزیز که اصالتا خدا بهش اجازه هیچ انتخابی نداده و فقط پنیر لی

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 1:58

صفحه بندی